گرفتم سر به پيمان درنياري

شاعر : انوري

سر جور و جفا باري چه داريگرفتم سر به پيمان درنياري
به دشنامي چرا يادم نياريچو ياران گر به پيغامي نيرزم
اگر عادت نداري غمگساريبه غم باري دلم را شاد مي‌دار
چو تو نامم به يخ برمي‌نگاريمن از وصلت فقع تا کي گشايم
تو کس را از شماري کي شماريشمار از وصل تو کي برتوان داشت
مرا گويي تو باري در چه کاريترا گويم که به زين بايد اين کار
تويي يار از که خواهم خواست ياريتو داري دل که خواهد داد دادم
که اين معني به گوش اندر گذاريدل بي‌معني تو کي گذارد
تو بي‌معني از اين غم برکناريترا چه در ميان غم انوري راست